ایران سرا

Mehdi Kazemi’s Weblog

Archive for the ‘Downloads - دریافت ها’ Category

آهنگ هویت من از یاس

Posted by Mehdi Kazemi on 18 May, 2008

سلام اینم شعر هویت من از یاس با کیفیت بسیار بالا حتما دانلود کنید راستی این شعردر مورد فیلم سی صد

دریافت فایل شنیداری

متن ترانه

******

******

 

 

 

[یاس]
گوش بده تا بگم به تو نیتمو
دارند از بین میبرند هویتمو
تاریخ خاک سرزمین آریایی
داره فریاد میزنه تا ما بیاییم
پس حالا وقتشه بشنوی که
ایران وطن من همون کشوری که
بعد 7000 سال ایران سر پاست
هنوزم دل ایرانیان دریاست
بشنو هموطن من اینو از یاس
که واسه وطنم منم سرباز
بگیر به دستت پرچم ایران را بگو
نگین دست هستی ایران بدون
اعتراض من میشه مثل گلوله شلیک
بیا با هم بخونیم سرود ملی
خواهر و برادر من ای هموطن
تمدن ایرانی ها هست در خطر
همه ماها سرباز های زیر پرچمیم
نمیذاریم از ما بگه هر اجنبی
واسه ما ایرانی ها ملاک هر نفره
که روی گردن ما پلاک فروهره
اتحاد ما واسه دشمن اضطرابه
اسم ایران واسه ما مایه افتخاره
احترام ما به ایران یه خار تو چشم
کسایی که می خواند ضربه بزنند بهش
[امین]
مثل تشنگی گندم به آب
حس نم نم بارون بوی خاک
مثل تو مثل چشم پاک بوی خاک
وطن عشق تو توی قلبمه
خوندن از وطن حس منه
عشق من خاک میهنه ایران
[یاس]
می خوای بگی ما اومدیم از یه نسل وحشی
پس یه نگاهی بنداز به تخت جمشید
داری اسم ایران و بد جلوه میدی که
اسمت و بزرگ بنویسند رو جلد سی دی
دارم هدفتو توو دفترم می نویسم
می دونم که واسه چی ساختی فیلم سیصد
می دونم دلت ساخته شده از سنگ و سرب
جای اینکه با هنر بسازی فرهنگ صلح
توی این تیرگی روابط هوای مه آلود
می خوای که ماهی بگیری از آب گل آلود
ولی به تو میگم اینو با زبان اصلی
که ایران هرگز نمیشه تباه و تسلیم
خدا به تو داده دو تا چشم بینا
ببین کتابهای سعدی و ابن سینا
یا به فردوسی و خیام یا مولانا و رومی
همیشه توی تمدن ما بالا بودیم
ولی یاس نمیتونه ساکت شه
اسم ایران بازیچه یه مشت ناکس شه
هدفتو پاره میکنم با تیغ ایمان
تو کی هستی که بگی از تاریخ ایران

[امین]
مثل تشنگی گندم به آب
حس نم نم بارون بوی خاک
مثل تو مثل چشم پاک بوی خاک
وطن عشق تو توی قلبمه
خوندن از وطن حس منه
عشق من خاک میهنه ایران

[یاس]
کورش کبیر بود صلح را آغاز کرد
یهودیا رو از بند بابل آزاد کرد
کورش، ساخت کتیبه ی حقوق بشر
واسه همینه که دارم یه غرور قشنگ
به ایرانم و به تاریخ وطنم
با خاک همین سرزمین آمیخته بدنم
هر جای این کره ی خاکی هستی هموطن
تا وقتی که خون تو میدوه در بدن
حاضر نشو که خودتو راضی کنی
که هر بیگانه با فرهنگ تو بازی کنه
تاریخ ایران من هویت منه
ایران دفاع از تو نیت منه

 

 

Posted in Downloads - دریافت ها, Iran - ایران, Musics - آهنگ ها, Singers - خواننده ها | Leave a Comment »

Khalil Javadi – خلیل جوادی

Posted by Mehdi Kazemi on 13 May, 2008

طنز محکمه با صدای آقای خلیل جوادی

 

خلیل جوادی یک شب خوابی میبینه و اون رو بصورت شعر نقل میکنه. واقعا زیباست.

از دستش ندهید. کامل گوش کنید(اگر تکراری یا قدیمی بود ببخشید).

 

 Khalil Javadi - خلیل جوادی

 

محکمه ی الهی

  

یه شب که من حسابی خسته بودم

همین جــوری چشامو بستـه بـودم

سیاهی چشــام یه لحظه سُـر خـورد 

یــه دفعـه مثل مرده ها خوابم برد

تــو خواب دیدم محشر کــبری شده

محکـمــة الهــــی بــر پــــا شـــده

خـــدا نشستـه مــردم از مــرد و زن

ردیف ردیف مقــابلش واستــــادن

چرتکه گذاشتــه و حساب می کنـه

به بنده هاش عتاب خطاب می کنـه

میگه  چـرا این همــه لج می کنیـد

راهتــونو بـی خـودی کج مـی کنیـد

آیــــه فرستـادم کــه آدم بشیـــد

بــا دلخوشـی کنــار هـم جـم بشید

دلای غــم گرفتــه رو شــ­­ــاد کنیــد

بـا فکــرتـون دنیــــا رو آبــاد کنیـد

عقــل دادم بـریـــد تــدبـّر کـنیــد

نـه اینکه جای عقلو کــاه پر کنیـد

مــن بهتون چقد مـــاشالاّ  گفتــم

نیـــــــافریـده بــاریکــلاّ  گفتـــم

من که هـواتونو همیشـه داشتـــم

حتی یه لحظــه گشنه تون نذاشتـم

امــــا شمـا بازی نکــرده باختیـــد

نشـستیـد و خــــدای جعلی ساختیـد

هـر کـدوم از شما خودش خدا شـــد

از مــــا و آیــه های مـا جـدا شــــد

یه جو زمین و این همه شلوغـــی؟

این همه دیــن و مذهب دروغـــی؟

حقیقتـاً شماهـــا خیـلی پستـیـن

خــر نبـاشیـن گـــاوو نمـی پرستین

از تـوی جـم یکــی بـُلن شد ایستاد

بُـلن بـُلن هــی صلـــــوات فرستـاد

از اون قیافه هــای پـشـم و پـيـلـي

از اون اعُجـوبـه هـاي چـرب و چـيـلي

گف چــرا هیشکی روسری سرش نیست

پس چـرا هیشکی پیش همسرش نیست

چــرا زنـا ایـــن جـــوری بد لبــاسن

مــردای غیـــــرتــی کجــا پلاسـن؟

خــدا بهش گف بتمـرگ حرف نــزن

اینجا کـــه فرقی نـدارن مــــرد و زن

  یــارو کِنِف شــد ولــی از رو نــرفت

  حرف خـدا از گـوش اون تو نـرفـت

  چشاش مـی چرخه نمی دونم چشــه

  آهان می خواد یواشکی جیم بشــه

  دید یـــه کمی سرش شلوغـــه خـدا

  یواش یواش شـد از جماعت جـــدا

  بــا شکمـی شبیـــه بشکــة نفت

  یهو سرش رو پایین انـداخت و رفت

  قــراولا چـــن تــا بهش ایس دادن

  یــارو وا نستاد تـا جلوش واستـادن

  فوری در آورد واسه شون چک کشید

  گف ببرید وصول کنیـد خوش بشیـد

  دلــــم بـــــرای حــوریـا لـک زده

  دیـر بــرســم یکــی دیگـه تـک زده

  اگــــر نرم حوریــــه دلگیر میشــــه

  تو رو خــــدا بذار برم دیر میشـــــه

  قراول حضــرت حــق دمش گــــرم

  بـا رشـــوه ی خیلی کلـون نشد نـرم

  گـــوشای یــارو رو گرف تو دستـش

  کشون کشون برد و یه جایـی بستش

  رشوه ی حاجــی رو ضمیمــه کــردن

  تـوی جهنـم اونــو بیمــه کـــردن

  حاجیــه داش بـُلن بُـلن غر مـــی زد

  داش روی اعصـابـــــا تلنگر مــــی زد

  خدا بهش گف دیگه بس کن حاجـی

  یه خورده هم حبس نفس کــن حـاجـی

  ایـن همــــه آدم رو معــطّل نکـن

  بگیـر بشین این قــــده کل کل نکــن

  یـــه عا لمه نامــه داریـم نخــونده

  تـــــازه ، هنوز کُرات دیگــــه مـونده

  نامــه ی تـو پر از کـــارای زشتـــــه

  کی به تو گفتـه جات توی بهشتــــه ؟

  بهش جـــــای آدمــای بـاحالـــــه

  ولت کنـــــم بری بهش ؟ محالـــــه

  یادتــــه کـه چقد ریا می کـــــردی

  بنده هــای مـــــارو سیـا مـــی کردی

  تا یـــه نفر دور و بــرت مـی دیــــدی

  چقد ولا الضّــــا لّینـو  مـی کشیـــدی

  این همه که روضه و نوحــه خونـدی

  یه لقمه نون دست کسی رسـونـــدی؟

  خیال می کردی ما حواسمــون نیس

  نظم نظام هستی کشکـی کشکی س؟

  هر کـــــاری کـردی بچــه هـا نوشتن

  می خوای برو خـودت ببین تـــو زونکن

  خلاصـــه ، وقتی یـارو فهمید اینـــه

  بـــــازم دُرُس نمـی تونس بشینــــه

  کاسه ی صبرش یه دفـه سر می رف

  تـــا فرصـتی گیر می آورد در می رف

  قیـامتـه اینجـــا عجـب جـــــاییــه

  جــون شمــــا خیلـی تمـاشـــاییــه

  از یــــه طرف کلــی کشیش آوردن

 کشون کشون همـه رو پیش آوردن

 گفتـم اینـــــارو کـــــه قطار کردن

 بیچـــــاره ها مگـــه چیکار کــردن؟

 مأ موره گف میگم بهت مــن الان

 مفسد فی الارض کــه میگن همین هان

 گفت: اینـــــا بهش فروشی کـردن

 بـــی پـدرا خــــــدارو جوشی کــردن

 بنـــــام دین حسابی خــوردن اینها

 کـــفر خـــــــدارو در آوردن اینهــــا

 بد جــوری ژاندارکو اینـــا چزونـدن

 زنــده تـوی آتیش اونـــو سوزوندن

 روی زمین خـــدایی پیشــه کــردن

 خون گالیلـــه رو تو شیشــه کــردن

 اگــــه بهش بگی کُلاتــو صاف کن

 بهت میگـــه بشین و اعتـراف کــن

 همیشـــه در حــال نظاره بــــودن

 شما بگـــــو اینا چی کــــاره بـودن؟

 خیام اومد یه بطری ام تــو دستش

 رفت و یه گوشــه یی گرف نشستش

 حــــاجی بُـلن شد با صـدای محکم

 گف : ایـن آقـــا بـاید بــره جهنـــم

 خدا بهش گف تـــو دخـا لت نکــن

 بــــه اهـل معرفت جسارت نکـــن

 بگــــو چرا بـــه خون این هلاکـــی

 این کـــه نه مدعی داره نـــه شاکـی

 نــه گـرد و خاک کــرده و نـه هیاهـو

 نــــه عربده کشیده و نـــه چاقــــو

 نـــه مال این نــــه مال اونـو برده

 فقط عـــرق خــــریده  رفتـــه خورده

 آدم خوبیـه هـــــــواشو داشتــــم

 اینجا خــــودم براش شراب گذاشتـم

 یهــــو شنیــــدم ایس خبردار دادن

 نشستـه ها بُــلن شـدن واستـــادن

 

حضرت اسرافیل از اونــــور  اومد

رف روی چـــار پایــه و چــن تا صـــور زد

دیــــدم دارن تخت روون میــــارن

فرشتـــه هــــا رو دوششــون میـــارن

مونده بودم کــه این کیـــه خدایا

تـــو محشـر این کــارا چیـــــه خدایـــا

فِک می کنید داخل اون تخ کی بود

الان میگم ،یـه لحظه ، اسمش چی بـود؟

اون که تو دنیا مثل توپ صدا کـرد

همون کــــه این لامپــارو اختـرا کــــرد

همونکه کاراش عالی  بود اون دیگه

بگید بــابــا ، تومــــاس ادیسون دیگـه

خــدا بهش گف دیگـــه پایین نیـا

یـــــه راس بـــــرو بهش پیش انبیـــا

وقت و تلف نکن تــوماس زود برو

بــه هـر وسیلــه ای اگـــــر بود بــــرو

از روی پل نری یـــه وخ مـی افتــی

مـیگــم هــــوایی ببرنـــد و مفتـــــی

باز حاجــی ساکت نتونس بشینـــه

گفت کـــه : مفهــــوم عدالت اینـــه؟

آخه  ادیسون کــه مسلمون نبود

ایـن بـابـا اهل دیــن و ایمــــون نبــود

نــه روضه رفته بود نــه پـای منبر

نــه شمـر می دونس چیـه نــــه خـنجــر

یــه رکعت ام نماز شب نخــونـده

با سیم میماش شب رو به صُب رسونده

حرفــای یارو کــه بـــه اینجا رسید

خـــدا یه آهـــی از تــــــه دل کشیـــد

حضرت حق خــودش رو جابجا کرد

یــــــه کم  به این حاجی نیگا نیگا کـرد

از اون نگـاههـای عـاقل انـدر ـــــ

[ سفیه ]   شــــــو بـاید بیــارم ایـن ور

با اینکه خیلی خیلی خستـه هم بود

خطاب بــــه بنده هاش دوبـاره فرمـــود

شمـــا عجب کلّـــه خرایی هستید

بـــابــا عجب جـــــونـورایـی هستیـــد

شمر اگه بود آدولف هیتلــرم بود

خـنجــر اگـــــر بــود روو ِلــوِرم بـود

حیفه کــــه آدم خودشو پیر کنــه

و ســـوزنش فقط یــــه جـــا گیر کنــه

میگیـد تومـاس من مسلمـون نبـود

اهل نمــاز و دیـن و ایمــــون نبــــود

اولاً از کجا میگیــد ایـن حرفــــو ؟

در بیــــارید کـلّــة زیــــر بـــرفـــو

اون منــو بهتـر از شمـا شنـاختـه

دلیلشـم این چیزایــی کــــه ساختـــه

درسـتـــه  گفتـه ام عبـادت کنیــد

نگفتــــــه ام به خلـق خدمت کنیـد؟

تومـاس نه بُم ساخته نه جنگ کرده

دنیـــارو هم کلـّـــی قشنگ کــــــرده

من یـــه چراغ کــه بیشتـر نداشتـم

اونم تـــو آسمونـا کــــار گذاشتـــم

توماس تو هر اتاق چراغ روشن کرد

نمیدونید چقــــد کمک به مــن کـرد

تو دنیـا هیچـکی  بـی چـراغ  نبوده

یا اگـرم بـوده ،  تــــو بــاغ نبــوده

خــدا بـرای حاجـــــی آتش افــروخت

دروغ چرا یـــه کم براش دلــم سوخت

طفلی تــو باورش چــــه قصرا ساخته

اما بـــه اینجا کـــــه رسیده باختــــه

یکی میاد یــــه هاله ایی بــاهاشـــه

چقـــد بهش میـــاد فرشتـــه باشـــه

اومد رسید و دست گذاش رو دوشــم

دهـــانشـــــو آوُرد کنــــار گـوشـــم

گف:تو کــه کلّه ات پرِ قورمـه سبزیست

وقتی نمــی فهمی، بپرســی بــد نیست

اونکـــه نشستـه یک مقــام والاست

متــرجمـــه ، رفیق حق تعالـــی ست

خـودِ خــــدا نیست ، نمـاینده شـــــه

مــــورد اعتماده شـــه بنــده شـــــه

خــــدای لم یلد کــــه دیدنــی نیس

صــــداش  با این گوشـا شنیدنی نیس

شمــــا زمینیـــا همــش همینیـــد

اونــــورِ میـــزی رو خـــــدا مـی بینیـد

همینجوری می خواس بلن شه نم نم

گف : کـــه پاشو، بـاید بــری جهنــــم

وقتـی دیـدم منم گــــرفتار شــــدم

داد کشیــدم یــــه دفعـه بیدار شدم

 

شعراز: خلیل جوادی

 

 

محکــمه‌ی الهــــی (شعر) ـ — ۱۳۸۶/۱۲/۲۷
شعر طنز : محکمه الهی از خلیل جوادی ـ — ۱۳۸۶/۱۲/۱۴

محکــــمه ی الهــی (فایل شنیداری با صدای شاعر) ـ — ۱۳۸۶/۱۲/۲۷

 

ازاینجامی توانیدفایل شنیداری رادریافت كنید: http://www.mediafire.com/?jezahyevtn9
اینم لینک مستقیم: http://emperatour.persiangig.com/mahkame.mp3

Posted in Downloads - دریافت ها, Funny - خنده‌ دار, Iran - ایران, Poetries - شعر ها, Videos - تصويرها | Leave a Comment »

(اولین سرود ملی ایران( در زمان مظفرالدین شاه

Posted by Mehdi Kazemi on 2 May, 2008

اولین سرود ملی ایران( در زمان مظفرالدین شاه) بازخوانی شده توسط سالار عقیلی

 

نام جاوید وطن
صبح امید وطن
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان
وطن ای هستی من

 

شور و سرمستی من
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم
که همآواز تو منم
همه جان و تنم
وطنم، وطنم، وطنم، وطنم

 

بشنو سوز سخنم
که نوا گر این چمنم
همه جان و تنم
وطنم، وطنم، وطنم، وطنم
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه زنان
ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان

 

 

(بازخوانی  : سالار عقیلی (ارکستر ملل ایران

خواننده: سالار عقیلی

ترانه سرا: بیژن ترقی

اجرا برای اولین بار در مهر ماه ۸۴ در تالار وحدت توسط ارکستر ملل

موسیقی بر گرفته از ساخته‌ی ژان باتیست لومر فرانسوی در زمان سلطنت مظفرالدین شاه قاجار

 

دریافت این سرود

Posted in Downloads - دریافت ها, History - تاريخ, Iran - ایران, Musics - آهنگ ها, Poetries - شعر ها, Videos - تصويرها | Leave a Comment »