ایران سرا

Mehdi Kazemi’s Weblog

بيست و پنجم ارديبهشت روز بزرگداشت فردوسی

Posted by Mehdi Kazemi on 14 May, 2008

به دانش ز دانندگان راه جوی/ به گیتی بپوی و به هرکس بگوی
ز هر دانشی چون سَخُن بشنوی/ ز ِ آموختن یکزمان نَغنَوی
چو دیدار یابی به شاخ ِ سَخُن/ بدانی که دانش نیاید به بُن
(فردوسی)

مردم ایران نیز همچون فردوسی با ظالمان و وطن فروشان در جنگند

از وبلاگ یار دبستانی

بي شک با آمدن نام شاهنامه، همگان بياد سراينده و خالق اين اثر حكيم فرزانه فردوسي مي افتيم.

امروز بيست و پنجم ارديبهشت ماه است روزي كه در تقويم ها اين روز را بزرگداشت فردوسي نامگذاري كرده اند.

شاهنامه و فردوسي دو جز لاينفک در تاريخ و ادبيات ما هستند كه مطمئنا اين شيرين زباني هاي روزمره را هم بايد مديون حافظ و پاسدار زبان مادريمان باشيم.

شاهنامه سند لياقت زبان فارسي است و از دگر سوي گنجينه فرهنگ غني و پر بار ايران زمين است. اين گنجينه تنها در بردارنده تاريخ، روايت، داستان و اسطوره نيست. اين گنج گرانمايه آيينه تمام نماي انديشه، رفتار، كار و كردار ايرانيان در طول تاريخ است.

شاهنامه دنيايي محسوس است؛ نظير دنيايي كه هم اكنون در آنيم. مناظر در شاهنامه پر از جنب و جوش و تصويرها جاندار و روشن مي باشد . … .

عبرت آموزي و پند و اندرز در تمامي داستانهاي شاهنامه به خوبي نمايان است و شايد يكي از دلايل تفاوت اين اثر با تمامي آثار مشابه در همين باشد.

قرنی که فردوسی در آن می زیست، یکی از ادوار نادر همه تاریخ 1400 ساله پس از اسلام، ایران ماست. چون برای اولین بار در این قرن بود که پس از 300 سال مبارزه مردم ایران با سلطه خلفای عرب، ایران استقلال سیاسی و فرهنگی یافت و حاکم بر سرنوشت خود شد. در نتیجه ، دیگر بخشی از ثروت و درآمد ملی مردم ما به عنوان باج و خراج و هدیه به خارج از ایران نرفت.

اگر قرن چهارم را که فردوسی در آن می زیسته، با قرن قبل و بعد از آن مقایسه کنیم متوجه می شویم که ایران ما در مرحله خاصی از زمان قرار داشته است.

با توجه به قیامهای اجتماعی و عدالتخواهی مردم در قرون پیش و پس از قرن چهارم به قیامهایی چون نهضت سیاسی – مذهبی قرامطه، ندای حق طلبانه و عرفانی حلاج در نیمه دوم قرن سوم و یا اقدامات موثر ناصر خسرو و یا پیدایش فداییان و قیام ملی حسن صباح در قرن پنجم بر می خوریم که همگی حکایت بر بیماری جامعه و ستم پیشگی حکام عرب و یا دست نشانده های آنها در این مقطع از تاریخ دارد.

در فضایی که تورانیان و ترکان غزنویبه سوی دشتهای ایران می خزیدند و آل بویه و سامانیان و خوارمشاهیان و …. رو به افول می رفتند ، حکیم فرزانه با همتی بلند آغاز به پی افکندن کاخ نظم حماسه ایران نمود و توجه به اين نكته الزامي است كه در آن روزگاران مردمان سرزمينان حتي حق نداشتند در كوي و برزن به زبان مادري سخن برانند.

حماسه ها غالباً سرگذشت پهلوانانی بزرگ را نشان می دهند و ظاهراً در همه حماسه های بزرگ و اساطیر حماسی همیشه پهلوانان یک نقطه ضعف دارند که رمزی از فنای ناگزیر انسان و روزنه ای از جاودانگی به میرائی است.

بی هیچ تردیدی می توان شاهنامه فردوسی را بزرگترین حماسه ملی جهان بشمار آورد و اگر در مقام مقایسه برآییم می بینیم که هیچ یک از حماسه های بزرگ جهان و در صدر آنها ایلیاد و مهابهاراتا و … حماسه های زنده نیستند و نمی توانند در زمان امروز مونسی برای مردمان خویش باشند.

هیچ یک از حماسه های جهان ، حماسه ملی محسوب نمی شود زیرا ایلیاد اختصاص به وقایع پهلوانی دوره کوتاهی از تاریخ جنگ تروا دارد و مهابهاراتا شامل حوادث اساطیری وگيلگمش حماسه منظوم بابلی که داستان زندگی و پهلوانی گیلگمش پادشاه مشهور اوروک است که دو سوم وجود او خدایی و الهی بوده و … ، اما شاهنامه حماسه ملی و قومی و اساطیری و تاریخی ایرانیان است.

در شاهنامه در چهارچوب حماسه ای بزرگ چند تراژدی و چند اثر غنایی وچند حماسه تمام عیار روایت شده است.

در شاهنامه بعنوان حماسه ملی سرزمین ما ، جریان کامل زندگی آرمانی از رزم و بزم، عشق و پند و اندرز، حکمت و تعلیم وتربیت، مبارزه با دشواریها و مبارزه خیر و شر و شادی و غم و …. تصویر شده است.

فردوسی تاریخ سنتی ایران را براساس اساطیر وتاریخ و داستانهای رایج که در اختیار داشته به رشته نظم کشیده است.

در شاهنامه با تفکیک شخصیتهای اهورایی و اهریمنی و ایرانی و غیر ایرانی شاید به چشم انداز های روشنی برسیم و اگر در مقام مقایسه بر آییم مشخص ترین عناصر اهریمنی در قسمت اساطیری / پهلوانی شاهنامه : ضحاک ، افراسیاب و دیو سفید هستند که در برابر سه شخصیت درخشان و شاید بتوان گفت اهورایی شاهنامه یعنی فـــریـــدون، کـیخســرو و رســـتــم قرار می گیرند.

ضحاک یا اژدها اگر چه با مشخصات اساطیری ظاهر می شود ولی در واقع رمز مرکبی از خاطره های دور دست و مخلوط ایرانیان از وقایع و حوادث متعددی است که از تاخت و تاز و قتل و غارت شاهان آشور و بابل پیش از تشکیل دولت ماد آغاز می شود و با اسطوره اژی دهاک که بر بابل فرمان می راند بی ارتباط نباشد.

بعید نیست که نام آستیاگ آخرین پادشاه ماد نیز که به اژدهاک تحریف می شود، پس از انتقال فرمانروایی به کــــوروش کبیر با آن خاطره تلخ گره خورده باشد و یا اینکه در شاهنامه ضحاک شاه تازیان است و اگر مسیر حرکت فریدون برای گرفتن و بستن اژدها و پایان دادن به کار او را در نظر بیاندازیم ؛ به مسیر اروند رود (دجله) و بغداد و بیت المقدس در غرب ایران و سرزمین سامیان برسیم ؛ یعنی همان مسیری که با مقصد و لشکرکشی هـووخـشـتره و کــوروش کــبــیــر مطابقت دارد.

حضور کاوه آهنگر و درفش و اختر کاویانی او را شاید بتوان علامت جاودانگی و رمز قیام و پایداری روح ملی مردمان ایران زمین دانست. يعني همان ميراثي كه فردوسي بزرگ برايمان جز زبان ماردي بر جاي گذاشته است و آن چيزي جز به پا خواستن در مقابل ظالم و برچيدن بساط و كاخ فرمانروايي اش نمي باشد.

اگر فردوسي فرزانه به مدت سي سال در پاسداشت و گردآوري و به نظم كشيدن شاهنامه رنج برده است مردمان اين ام القراي اسلامي نيز بعد از قرنها پس از فردوسي مدت سي سال است كه با ظالمان و وطن فروشان در حال مبارزه اند.

مردماني هم مسلك و هم خون خودمان كه بر اريكه قدرت نشسته اند و شرافت را با طلا معيار مي سنجند. مردماني كه دختران وطن را به حجله بيگانه مي فرستند و خود نيز در كامجويي از ميراثمان دست هر بيگانه اي را از پشست بسته اند.

رهبراني كه خليج هميشه فارس را پيش فروش به اعراب كرده اند و رهبر مسلمانان جهان و حومه در شيراز شهر كوروش كبير به آرمانهاي والاي كوروش در حضور تمامي آريايها توهين مي كند و همگي خاموش در برابرش تنها نظاره گريم … .

شايد فردوسي در آن روزگاران برايش فرصتي پيش آمده تا سفري به عصر ما داشته باشد و الا چگونه ممكن است اين چنين سرنوشتمان با سرنوشت شخصيتهاي شاهنامه گره خورده باشد.

برگرفته از: وبلاگ یار دبستانی

آفرين بر روان فردوسی
آن همايون نهاد و فرخنده
او نه استاد بود و ما شاگرد
او خداوند بود و ما بنده
(انوری ابيوردی)

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

 
%d bloggers like this: