ایران سرا

Mehdi Kazemi’s Weblog

Nader Ebrahimi Passed Away – …نادر ابراهیمی هم رفت

Posted by Mehdi Kazemi on 5 June, 2008

نادر ابراهیمی نویسنده، تصویرگر و سینماگر ایرانی، بعد از ظهر روز پنج شنبه پس از تحمل ۹ سال بیماری در سن ۷۳ سالگی در تهران به آرامش ابدی رفت ، روحش شاد . نادر یکی از آن گنجینه هایی بود که قدرش آنچنان که بایست دانسته نشد ، حالا حتما دوباره از جلوی تالار وحدت بدرقه اش می کنند تا قطعه هنرمندان بهشت زهرا و وآن قطعه آرام میهمان ابدی دیگری خواهد داشت و تمام !.

سهم همه هنرمندان و نویسندگان و مفاخر ما که می خواهند فقط خودشان باشند نه قلم بدست و مزور بجای تقدیر و حمایت فقط همین دومتر در قطعه هنرمندان خواهد بود !و بقول آن دوست هنرمندان فقط در همین قطعه آزادی و راحتی کامل دارند ! نادر بیش از نه سال بود که با بیماری جانکاهش دست و پنجه نرم میکرد و متولیان فرهنگ و هنر ما عین خیالشان هم نبود ، حالا حتما خیال همه دیگر راحت می شود !

نادرابراهیمی جایش در ادبیات ما برای همیشه خالی خواهد ماند …

همین جا به خانواده های محترم ابراهیمی و منصوری خصوصا فرزانه خانم همسر نازنینشان و صبایی تسلیت عرض می کنم .

 

ترانه ی « سفر به خاطر وطن »

 

ترانه و طرح آهنگ : نادر ابراهیمی

تنظیم كننده برای اركستر  و رهبر گروه نوازندگان : فریدون شهبازیان

خواننده : محمد نوری

 

(این ترانه بوسیله گروه خوانندگان خردسال و نوجوان رادیو نیز خوانده شده.) 

 

 

ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس                 چه سفرها كرده ایم، چه سفرها كرده ایم

 

ما برای بوسیدن خاك سر قله ها                    چه خطرها كرده ایم، چه خطرها كرده ایم

 

ما برای آنكه ایران        گوهری تابان شود         خون دلها خورده ایم

                                                               خون دلها خورده ایم

 

ما برای آنكه ایران         خانه خوبان شود          رنج دوران برده ایم

                                                                رنج دوران برده ایم

 

 

ما برای بوئیدن بوی گل نسترن                       چه سفرها كرده ایم، چه سفرها كرده ایم

 

ما برای نوشیدن شورابه های كویر                  چه خطرها كرده ایم، چه خطرها كرده ایم

 

 

         ما برای خواندن این قصه عشق به خاك            خون دلها خورده ایم

                                                                        خون دلها خورده ایم

 

         ما برای جاودانه ماندن این عشق پاك               رنج دوران برده ایم

                                                                         رنج دوران برده ایم

 

نادر ابراهیمی کیست :

نادر ابراهیمی درچهاردهم فروردین‌ماه سال ١٣١

۵

در تهران به‌دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی را در این شهر گذراند و پس از گرفتن دیپلم ادبی از دبیرستان دارالفنون، به دانشكده‌ی حقوق وارد شد. اما این دانشكده را پس از دو سال رها كرد و سپس در رشته‌ی زبان و ادبیات انگلیسی به درجه‌ی لیسانس رسید.

او از ١٣ سالگی به یك سازمان سیاسی چپ پیوست كه بارها دستگیری، بازجویی و زندان رفتن را برایش درپی داشت.

ارایه‌ی فهرست كاملی از شغل‌های ابراهیمی، كار دشواری است. او خود در دو كتاب ”ابن مشغله” و ”ابوالمشاغل” ضمن شرح وقایع زندگی، به فعالیت‌های گوناگون خود نیز پرداخته است. ازجمله شغل‌های او بوده است: كمك‌كارگری تعمیرگاه سیار در تركمن‌صحرا، كارگری چاپخانه، حسابداری و تحویلداری بانك، صفحه‌بندی روزنامه و مجله و كارهای چاپ دیگر، میرزایی یك حجره‌ی فرش در بازار، مترجمی و ویراستاری، ایران‌شناسی عملی و چاپ مقاله‌های ایران‌شناختی، فیلمسازی مستند و سینمایی، مصور كردن كتاب‌های كودكان، مدیریت یك كتاب‌فروشی، خطاطی، نقاشی و نقاشی روی روسری و لباس، تدریس در دانشگاه‌ها و …

در تمام سال‌های پركار و بی‌كار یا وقت‌هایی كه در زندان به‌سر می‌برد، نوشتن را ـ كه از ١٦ سالگی آغاز كرده بود ـ كنار نگذاشت. در سال ١٣۴٢ نخستین كتاب خود را با عنوان ” خانه‌یی برای شب” به‌چاپ رسانید كه داستان ”دشنام” در آن با استقبالی چشمگیر مواجه شد. تا سال ١٣۸

٠ علاوه بر صدها مقاله‌ی تحقیقی‌ و نقد، بیش از صد كتاب از او چاپ و منتشر شده است كه دربرگیرنده‌ی داستان بلند (رمان) و كوتاه، كتاب كودك و نوجوان، نمایشنامه، فیلمنامه و پژوهش در زمینه‌های گوناگون است. ضمن آن‌كه چند اثرش به زبان‌های مختلف دنیا برگردانده شده است.
نادر ابراهیمی چندین فیلم مستند و سینمایی و همچنین دو مجموعه‌ی تلویزیونی را نوشته و كارگردانی كرده، و آهنگ‌ها و ترانه‌هایی برای آن‌ها ساخته است. او همچنین توانسته است نخستین مؤسسه‌ی غیرانتفاعی ـ غیردولتی ایران‌شناسی را تاسیس كند؛ كه هزینه و زحمت‌های فراوانی برای سفر، تهیه‌ی فیلم و عكس و اسلاید از سراسر ایران و بایگانی كردن آن‌ها صرف كرد؛ ولی چنان‌كه باید، شناخته و به‌كار گرفته نشد و با فرارسیدن انقلاب و جنگ، متوقف شد.

او فعالیت حرفه‌یی خود را در زمینه‌ی ادبیات كودكان، با تاسیس ”مؤسسه‌ی همگام با كودكان و نوجوانان” ـ با همكاری همسرش ـ در آن مؤسسه متمركز كرد. این مؤسسه، به‌منظور مطالعه در زمینه‌ی مسائل مربوط به كودكان و نوجوانان برپا شد و فعالیتش را در حیطه‌ی نوشتن، چاپ و پخش كتاب، نقاشی، عكاسی، و پژوهش درباره‌ی خلق‌وخو، رفتار و زبان كودكان و نیز بررسی شیوه‌های یادگیری آنان دنبال كرد. ”همگام” عنوان ”ناشر برگزیده‌ی آسیا” و ”ناشر برگزیده‌ی نخست جهان” را از جشنواره‌های آسیایی و جهانی تصویرگری كتاب كودك دریافت كرد.

ابراهیمی در زمینه‌ی ادبیات كودكان، جایزه‌ی نخست براتیلاوا، جایزه‌ی نخست تعلیم و تربیت یونسكو، جایزه‌ی كتاب برگزیده‌ی سال ایران و چندین جایزه‌ی دیگر را هم دریافت كرده است. او همچنین عنوان ”نویسنده‌ی برگزیده‌ی ادبیات داستانی ٢٠ سال بعد از انقلاب” را به‌خاطر داستان بلند و هفت‌جلدی ”آتش بدون دود” به‌دست آورده است.

نادر ابراهیمی در زندگی پرفرازونشیب خود، جایگاه خاصی برای ورزش نگهداشته است. او رشته‌های مختلف ورزشی را تجربه كرده، یكی از قدیم‌ترین گروه‌های كوهنوردی به‌نام ”اَبَرمرد” را بنیان نهاده و در توسعه‌ی كوهنوردی و اخلاق كوهنوردی، تاثیرگذار بوده است.

 

از این روزهای نادر / گفت‌وگو با همسر “نادر ابراهیمی

 الآن هفتمین سال بیماری نادر را پشت سر می‌گذاریم. سال اول، نادر حتا بر اساس برنامه‌ریزی‌اش که می‌بایست هر شب سه صفجه نوشته‌ی پاک‌نویس داشته باشد، پیش می‌رفت. کارش را به هر ترتیبی انجام می‌داد، اما وقتی حافظه و ذهن مختل شد، نادر قلم را زمین گذاشت و مدت‌ها است که چیزی ننوشته. حالا، گه‌گاه مجلات یا کتاب‌های خودش را دست می‌گیرد، یا این‌که وقت‌ش را پای تلویزیون می‌گذراند.

هليا ، اسمي كه ريشه تاريخي ندارد و نادر آن را ساخت

هلیا» اسمی كه برای نخستین بار در ایران به وسیله نادرابراهیمی، در كتاب «بار دیگر شهری كه دوست می داشتم» به كار رفت، ساخته خلاقیت نویسنده آن است، ریشه تاریخی ندارد و با این حال میان مردم، به عنوان اسمی زنانه، رواج یافته است.

ويژه نامه هفت سنگ درباره نادر ابراهيمي

 

One Response to “Nader Ebrahimi Passed Away – …نادر ابراهیمی هم رفت”

  1. behzad said

    سلام:
    آقای نادر ابراهیمی نویسنده متبحر و مشهوری هستند و نیازی به تاکید نیست. اما اگر به تاریخ یونان مراجعه کنید و یا داستان زندگی سقراط را بخوانید، خواهید فهمید که سقراط در مکانی به نام «هلیاست» محکوم شد تا جام شوکران را بنوشد. عجیب نیست که شخصی اتفاقا با حروف واژه «الهی» بازی کند و به اسم «هلیا» برسد؟!

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

 
%d bloggers like this: